کانادامهاجرتمونترال

مهاجرت جواد به کانادا – قسمت هفتم

قیمت و خرید ماشین در کانادا

حالا یکماهی از ورودمون می گذشت، میخوام براتون تعریف کنم،چرا مجبور شدم ماشین بخرم در کانادا و نکته های خرید اتومبیل در کانادا رو هم بهتون بگم.

از ورودمون به کانادا و تب و تاب روزهای اول مهاجرت خوابیده بود و نسبتا سر وسامون داده بودیم به زندگی. به این فکر میکردیم که حالا از اینجا به بعد باید چکار کنیم. چجوری کار پیدا کنیم یا چجوری زبان فرانسمون رو قوی کنیم. هیچی نمیدونستیم از روشهای کاریابی یا کالج رفتن و زبان خوندن.

ترس و تردیدها هم اومده بود سراغمون و بغض روز خداحافظی و دل کندن هم کاملا برطرف نشده بود. تنهایی اینجا هم بهمون فشار میاورد. ما اصلا عادت نداشتیم به تنها بودن. تا جایی که به یاد دارم تو ایران وقتی مشهد بودم شبی نبود که با خانواده یا دوستان دور هم نبوده باشیم. اینجا دیگه خبری ازون جنب و جوش و دورهمی ها نبود.

بعضی وقتها توی خیابون و بین مردم که راه میرفتم، ناخودآگاه دلم کنده می شد و پرواز میکرد میرفت ایران و حس غریبی سراغ میومد، حسی بین ترس و گم گشتگی، به خودم میگفتم من الان اینجا چکار میکنم بین این غریبه ها، چقدر رنگ و بوی خیابونا غریبه است برام، چرا تابلوها فارسی نوشته نیست، چقدر همه چیز اینجا برام نا آشناست. چرا باید اینجا باشم و خیلی چراهای دیگه. (این حس عدم تعلق به این آب و خاک تا ماهها ناخودآگاه سراغم میومد و الان دیگه فکر میکنم یکسالی هست که دیگه تجربه اش نکردم).

غم غربت بعد از مهاجرت

بعدش فکر میکردم که چه اشتباه بزرگی کردم همه وسایل زندگی رو فروختم، کاشکی نفروخته بودم که اگر کارهام اینجا درست پیش نرفت برگردم. اما بعدش سعی می کردم افکار منفی رو از خودم دور کنم و سطح انرژی خودم رو بالا نگهدارم. تکیه کلام اون روزهام به خانومم و به خودم شده بود «نگران نباش، همه چی درست میشه» و این شعر محمد علی صالحی رو زمزمه میکردم:

« آرام باش
حوصله کن
آب های زودگذر
هیچ فصلی را نخواهند دید
از ریگ های ته جویبار شنیده ام
مهم نیست که مرا
از ملاقات ماه و گفت و گوی باران
بازداشته اند.
من برای رسیدن به آرامش
تنها به تکرار اسم تو
بسنده خواهم کرد…
حالا آرام باش
همه چیز درست خواهد شد…
همه چیز درست خواهد شد.»

تنها بودیم، ته دلم دوست داشتم اینجا هم بتونم دوستان خوبی پیدا کنم و جمع دوستانه ای دست و پا کنم. میدونستم یکی از هم دانشگاهی های قدیمیم به اسم سیروس به همراه خانومش چندماه قبل ما اومدن مونترال، شماره اش رو پیدا کردم و تماس گرفتم باهاش و قرار شد یک شب بیان خونمون.

حسی بین ترس و گم گشتگی، به خودم میگفتم من الان اینجا چکار میکنم بین این غریبه ها

سیروس پسر خیلی دوست داشتنی، خنده رو، مهربان و هنرمنده و سازش همیشه همراهشه و محفل آرای جمعهای دوستانه است و این هنرش رو از خانواده اش به ارث برده که نام آشنای دنیای موسیقی سنتی کشورمون هستند. پر از انرژی و دوست داشتنی. سیر نمیشی از کنارش بودن. خانومش هم مثل خودش خنده رو و پر از آرامش. اولین مهمونی بودن که اومدن خونمون و با خودشون صفا و گرمی رو هدیه دادن بهمون. دور هم مرور خاطرات کردیم و از دلتنگی ها گفتیم و شب همدیگه رو ساختیم. حس خیلی خوبی بود پیدا کردن دوستانی قدیمی، هزاران کیلومتر دورتر از وطن. ازون موقع تا امروز بارها از تجربیاتشون استفاده کردیم و یکی از دلگرمی های دلپذیر ما هستند.

خرید اتومبیل در کانادا

اوایل اکتبر بود و هنوز هوا خیلی سرد نشده بود و می شد هنوز از زیباییهای طبیعت و پاییز هزار رنگ کبک استفاده کرد اما یک جای کار می لنگید. ما ماشین نداشتیم که بتونیم راحت بریم جزیره مونترال و اطراف جزیره رو بگردیم و برای خرید کردن هم کمی سخت بود بدون ماشین. به توصیه ی حمیدآقا دامادمون قرار شد ماشین بخریم که راحتتر باشیم.

نمی خواستم زیاد برای ماشین هزینه کنم و سراغ ماشین مدل بالا و نو برم چون اول راه بودیم و با ۲۵ هزار دلار اومده بودیم و همون یکماه اول حدود هشت هزار دلار خرج کرده بودیم. حمیدآقا بهم گفت بهترین انتخاب برات یک ماشین دست دوم مدل پایین از ماشینهای ژاپنی بخصوص تویوتا و هوندا ست و ماشینهای امریکایی خوبن اما اگر به خرج بیوفتن هزینه هاشون بالاست. خودش اون موقع یک هوندا سیویک داشت و من خوشم اومده بود از طراحی داخلی و چابکی ماشینش و قرار شد بریم یک هوندا سیویک بخریم زیر ۴ هزار دلار.

تکیه کلام اون روزهام به خانومم و به خودم شده بود «نگران نباش، همه چی درست میشه»

شبیه سایت دیوار اینجا سایتی هست به اسم kijiji که توش از جون مرغ تا شیر آدمیزاد پیدا میشه. رفتیم بخش خودروهاش و بعد چندتا فیلتر دو سه تا مورد مناسب پیدا کردیم و قرار گذاشتیم برای دیدن ماشین و مثل همیشه زحمت بردن و آوردن من گردن حمیدآقا بود که واقعا توی یکی دوماه اول خیلی زحمتشون دادیم. دومین ماشینی که دیدیم رو پسندیدیم. یک هوندا سیویک آلبالویی مدل ۲۰۰۷ فول اتوماتیک بدون رنگ و تصادف. فروشنده یک جوون با اضافه وزن و تیپ خفن غرب زده! بود که ۳۳۰۰ دلار قسمت گذاشته بود رو ماشین، میدونستم که قیمت این ماشین بالای ۳۰۰۰ تاست و تو ذهنم حاضر بودم ۳۰۰۰ تا بخرمش.

قیمت ماشین هوندا سیویک در کانادا

تا اومدیم چونه بزنیم خودش گفت ببین این ماشین مال مامانمه و باهاش میرفته امریکا هرهفته و برمیگشته بهمین خاطر حدود ۲۰۰ هزارتا کارکرده وگرنه ماشین سالمه و خرجی نداره، الانم داریم اسباب کشی میکنیم بریم امریکا و دو تا ماشینمون رو باید تا پس فردا بفروشیم اما مامانم گفته از ۲۵۰۰ دلار کمتر نفروش و هرچقدر کمتر به تو بفروشم باید از جیبم بدم. منم که از صداقتش و یکرنگی و سادگیش حیرت کرده بودم گفتم باشه اشکالی نداره همون ۲۵۰۰ دلار خوبه. گفت چهار حلقه لاستیک زمستونی هم دارم که تقریبا نو هست و اونم میدم بهتون.

صد دلار بیعانه دادیم و خوشحال برای فردا قرار گذاشتیم دفتر پلیس که اینجا بهش میگن SAAQ. صبح روز بعد رفتیم سر قرار و فروشنده اومد و کاغذ قرارداد فروش رو مامانش امضا کرده بود و قیمت ماشین رو یک دلار زده بود تا کمترین مالیات بر خرید رو پرداخت کنم. به همراهش یک کاغذ کوچولوی سبز رنگ دیگه بهم داد که کارت ماشین و سند و همه چیز ماشین همونه. من رفتم داخل SAAQ و خیلی ساده و سریع ماشین به اسمم شد و خبری از صف طولانی و سند و محضر و یک صبح تا عصر معطل شدن هم نبود.

خرید و قیمت ماشین در کانادا

بعد ۱۵ دقیقه با یک پلاک نو و همون کاغذ سبز رنگ کوچولو اما اینبار به اسم خودم اومدم بیرون. ۲۴۰۰ دلار توی پاکت گذاشته بودم و دادم به فروشنده و تشکر و خداحافظی کرد و رفت. اونجا به حمید آقا گفتم اگر الان من این پول رو بهش نمیدادم چی میشد؟ گفت هیچکاری نمیتونست بکنه چون ماشین مال توست الان.

اونجا فهمیدم که چقدر اطمینان کرده به من اون بنده خدا. امکان نداشت تو ایران ماشین بخری ببری پلاک کنی و سند بزنی و فروشنده پولش رو نگرفته باشه و هیچی نداشته باشه حتی چک. ما مسلمونا تو کشور خودمون با هموطنانمون چه جوری رفتار میکنیم و این نامسلمونا با یک خارجیه غریبه تو کشورشون چطور برخورد میکنن. رفتم تو فکر که چه سیستمی با چه تفکر و ایدئولوژی تونسته اینا رو اینجوری تربیت کنه که انقدر ساده و خوبن. شنیده بودم که خارجیا ساده ان اما از نزدیک ندیده بودم که به لطف این جوون دیدم.

همون جلوی اداره پلیس به یک بروکر بیمه که حمیدآقا میشناخت زنگ زدیم و مشخصات ماشین رو با واتساپ فرستادیم و ماشین رو بیمه کردم ماهی ۴۲ دلار. هزینه بیمه ماشین تو کبک خیلی خیلی کمتر از استانهای دیگه است مثلا همین ماشین تو تورنتو یا ونکوور هزینه بیمه اش شاید بالای سیصد دلار در ماه می شد.

قیمت ماشین رو یک دلار زده بود تا کمترین مالیات بر خرید رو پرداخت کنم

هر خانواده در کانادا به طور متوسط حداقل دو ماشین داره. خرید ماشین اینجا بسیار راحته و قیمت ماشین هم ارزان. شما میتونید با جیب خالی برید نمایندگی هر برندی که دوست دارین و با ماشین صفر از نمایندگی خارج بشین. البته با داشتن کردیت بانکی مناسب. کردیت یا اعتبار بانکی یک فاکتور بسیار مهمه برای هر شخص در کانادا و با داشتن اعتبار بانکی بالا یا همون کردیت اسکور خوب شما میتونید براحتی انواع وامهای خرید وسایل منزل، ماشین، راه انداختن کسب و کار و خونه رو دریافت کنین.

این کردیت با توجه به درآمد ماهیانه، پرداخت منظم قبض ها و قسطها و شیوه ی استفاده از کارتهای اعتباری و پارامترهای دیگه که من نمیدونم تعیین میشه و با گذشت زمان و ساختن سابقه ی بانکی مناسب این کردیت اسکور بالا میره. یک مهاجر تازه وارد کردیت اسکور پایینی داره و در صورتی که کاری نداشته باشه و میزان مانده حساب بانکی بالایی نداشته باشه به سختی میتونه ماشین صفر رو به صورت قسطی لیز یا فاینانس کنه و مجبوره که نقدی ماشین بخره یا بره سراغ ماشین دست دوم.

ماشین توی ایران یک کالای سرمایه ای محسوب میشه و راهی تقریبا مطمئن هست برای حفظ سرمایه اما در کانادا داشتن ماشین به غیر از هزینه چیز دیگه ای نیست و شما هیچوقت از داشتن ماشین سود مالی نمیبرین و این نکته ی مهمیه و باید دقت کنین راهی رو انتخاب کنین که داشتن ماشین براتون کمترین هزینه رو داشته باشه.

ماشین در کانادا در هفت سال اول افت شدید قیمتی داره و شما اگر یک ماشین مثلا ۲۵ هزار دلاری بخرین بعد هفت سال ارزش ماشین به چیزی حدود ۷تا۸ هزار دلار میرسه و نکته ی دیگه اینکه اینجا ماشین شخصیت نمیاره و من بسیاری از دوستان و همکارانم با وجود وسع مالی اقدام به خرید ماشین نو و یا گرون قیمت نمی کنن که پز داشتن ماشین نو رو بدن. چون چشم و هم چشمی خیلی خیلی کمتره در فرهنگ کانادایی و البته همونطور که گفتم داشتن ماشین فقط هزینه است و سرمایه محسوب نمیشه.

برای مثال استاد کالجمون با مترو و اتوبوس میومد کالج و ماشین نداشت و فقط تو تابستون که هوا مناسب بود با موتور میومد. یک روز تو کلاس سر یک مبحثی عکسی از خونه اش رو نشون داد که هوش از سر من رفت از بزرگی و زیبایی و فهمیدم که با وجود وسع مالی بالا اصلا نرفته ماشین گرون قیمت بخره چون به کارش نمیاد. خانومش یک ماشین داشت و وقت خرید و مسافرت از همون استفاده می کردن.

نحوه لباس پوشیدن کانادایی ها
کانادایی ها خیلی ساده لباس می پوشند. (* اعتبار عکس: ویکیمدیا)

از لباس پوشیدن و راحتی شون هم نگم براتون که خیلی خیلی راحتن و ساده لباس می پوشن و به محض گرم شدن هوا اکثر مردا شلوارک، تیشرت و صندل می پوشن و اصلا خبری از کروات و کت شلوار نیست، اونهمه مد و طرح و لباسای رنگارنگی که تو ایران هست اینجا پیدا نمیشه، بیشتر طرح و رنگها ساده است و اگر بخوای بری دنبال مد و لباس خیلی شیک به سبک ایرانی و ترکی باید خیلی خیلی زیاد هزینه کنی و بری سراغ بوتیکهای گرون قیمت.

حدود سه سال اون ماشین رو داشتم و ۷۰۰۰۰ هزار کیلومتر باهاش راه رفتم بدون اینکه خراب بشه و خرجی رو دستم بزاره، واقعا ازش راضی بودم و ایمان پیدا کردم که ماشینهای ژاپنی خیلی قابل اطمینان هستن، بعدش که بچه دار شدیم و نیاز پیدا کردیم که ماشین شاسی بلند داشته باشیم یک سوبارو فورستر ۲۰۰۹ خریدم حدود ۵۰۰۰ دلار و الان هم دارمش.

قیمت سوبارو در کانادا

البته این رو هم بگم که خیلی وسوسه شدم برم یک ماشین صفر کیلومتر لیز کنم و ماهی ۳۰۰ ،۴۰۰دلار بدم و لذت سواری ماشین نو رو ببرم اما فکر کردم که خرید خونه در آینده و مسافرت هر ساله به ایران از سواری ماشین نو واجب تره و برای هزینه ی ماشین نو هزینه نکردم. اصولا اینجا مردم با توجه به نیازشون ماشین میخرن.

یعنی میبینن که چه توقعی از ماشین دارن و چه سایز ماشین با چه قدرت و چه میزان کارایی لازم دارن و بعد میرن و از بین مدلهای مختلف یکی رو انتخاب میکنن. مثلا همکارم با یک ماشین خیلی کوچولو شبیه ماشین مستر بین میومد سرکار و خانومش هم یک سدان اکونومیک داشت و برای مسافرت و تفریح خانوادگی یک شاسی بلند داشتن، اینجوری تو هزینه های مصرف سوخت صرفه جویی میکردن.

احجاره ماشین کارتوگو چیست

یا استاد کلاس فرانسه ام میگفت من هر هفته فقط یکبار اونم برای خرید ماشین لازم دارم و نرفتم ماشین بخرم و تو اون مواقع ماشین از car2go (شرکتی که ماشینهای کوچک کرایه میده و بر مبنای کیلومتری که استفاده کردی پول میگیره) کرایه میکنم. برای شما هم که میخواید مونترال زندگی کنید اگر خانواده هستید و مخصوصا بچه دارین پیشنهاد من اینه که یکی از اولین کارهایی که انجام میدید این باشه که یک ماشین بخرین چون واقعا لازم میشه و نسبتا هزینه های داشتن ماشین در مونترال پایینه.

امیدوارم این قسمت از داستان مهاجرتم برای اونها که عازم خارج کشور هستند یا قصد خرید ماشین در کانادا را دارند مفید بوده باشه. تمامی سوالات شما در پایین همین نوشته، بخش نظرات ، توسط خود آقای جواد پاسخ داده خواهد شد.

 

چطور بود؟ ستاره بدین.
[کل: ۴ میانگین: ۵]

جواد

من جواد هستم و نزدیک به چهار سال است که در مونترال کانادا زندگی میکنم. در تلویزیون مهاجر داستان مهاجرتم به استان کبک کانادا رو نقل میکنم تا راهنمایی باشه برای افرادی که عازم همین مسیر هستند.

‫۳۱ نظر از خوانندگان

  1. آقا جواد شما تو قسمت دوم و این قسمت صحبت هایی از دلتنگی و دوری از پدر مادر صحبت کردید؟
    میخواستم ببینم الان نظر مادرتان و نظر خودتون چطوره؟
    مادرتان هنوز خیلی ناراحته؟

  2. سلام مرسی از مطالبتون
    میخواستم بدونم برای زندگی و کار و کالج در مونترال حتما باید زبان فرانسه بخونی یا اینکه زبان انگلیسی هم کافیه
    موفق باشین🙏🙏🙏

    1. سلام، اصولا اگر یک زبان رو خوب بلد باشین میتونین کار پیدا کنین ولی با دونستن زبان فرانسه راحتتر کار پیدا میکنید و موقعیت بهتری دارین. بعضی شرکتها کلا فرانسوی زبان استخدام میکنند. خارج از مونترال بزرگ هم که کلا فرانسه استخدام میکنند. برای کالج هم که هم کالجهای فرانسوی زبان هست و انگلیسی زبان و شما هستین که کالج تون رو انتخاب میکنید. در کل خیلی بهتره که فرانسه بدونید وصتی تصمیم دارین در کبک زندگی کنین. من خیلی ها رو میشناسم که زبان فرانسه نمیدونن و سالهاست که اینجا زندگی میکنن.

  3. سلام جواد جان. من ۳۴ سالمه، کارشناسی برق قدرت دارم و متاهل هستم و یه پسر ۵ ساله دارم. قصد مهاجرت به کانادا را دارم. برای رشته من تو مونترال کار هست؟! حدودا ماهی چقدر حقوق میدند؟!

    1. سلام. من خانومم هم مهندس برق هستش. موقعیتهای خیلی خوب شغلی میاد سراغش از شرکتهای خیلی خوب شناخته شده مثل جنرال الکتریک، تسلا و … بدون اینکه رزومه بفرسته حتی، از طریق لینکدین. اگر زبان انگلیسی یا فرانسه قوی داشته باشین حتما کار خوب پیدا میکنید. حتما باید به یک زبان خیلی خوب مسلط باشین تا پست مهندسی بگیرین وگرنه من پیشنهاد میکنم یک دوره ی کوتاه مدت اینجا بگذرونین در کالج و بواسطه اون برین کار پیدا کنین. حقوق مهندس از ساعتی ۲۰ دلار تا ۵۰ دلار و بالاتر متغیره. نگران درآمد نباشین با یک حقوق مهندسی براحتی تو مونترال میشه زندگی کرد

    2. با سلام
      سال ۸۸ تمام هزینه های دولت کانادا و پرونده رو داده بودم ،، نمیدونم اشتباه کردم یا درست بوده به خانمی که از همسایگانمون بود که چندین سال ساکن مونترال بود زنگ زدم مشورت کنم برا مهاجرت ،، چنان منو مایوس کرد که کلا بیخیال شدم ،، بعدا فهمیدم که طلاق گرفته و شاید زندگی به همراه سه دختر براش سخت بوده، ولی من بحرفش اعتماد کردم و ادامه ندادم ،الان فکر میکنم اشتباه کردم ،، الان دیگه چهل سالمه فکر نکنم دیگه بشه مهاجرت کرد اونم با این هزینه ها

  4. درود بر شما
    بسیار بسیار عالی……
    واقعا لذت میبرم از خوندن هر قسمت و چنان حس آرامشی میگیرم ک نگفتی تمام استرسام ب معنای واقعی از بین میرن و لحظه شماری میکنم واسه اومدن.تو تک تک لحظه ها خودمو رو تو موقعیتتون میبینم.
    ممنون بابت تمام زحماتتون🙏🏻🙏🏻🙏🏻🌹

      1. سلام بر آقا جواد عزیز
        میشه لطف کنید بگین قسمت جدید رو کی میزارین؟
        داستانهای سری اول آقای بابک عزیز هم تمام شد😞 ومن واقعا عادت کردم بهتون و هر دفعه لحظه شماری میکنم واسه قسمت جدید
        والان دیگ فقط شمایین
        لطفا قسمت جدید رو زودتر بزارین ممنون میشم🙏🏻تشکر میکنم بابت تمام زحماتتون 🙏🏻🌹

    1. سلام با ارزوی تندرستی،لطفا در مورد هزینه رشته پزشکی در دانشگاه مونترال اگر اطلاع دارید بفرمائید.دختر من به دو زبان فرانسه و انگلیسی مسلط است و دارای مدرک B1 و تا سال بعد B2 را با مدرک سفارت فرانسه در ایر انشالله می گیرد.
      از لحاظ درسی هم در رتبه های برتر است.لطفا در صورت اطلاع از شرایط بوسیله یا وام دانشجویی راهنمایی بفرمائید.
      با سپاس و احترام.

  5. سلام مطالبتان خیلی عالی بود.یه سوال!
    برای خرید ماشین تا کی ترجمه گواهینامه خودمون که از ایران میاریم اعتبار داره؟آیا اصلا لازمه ما اونجا ام آزمون رانندگی بدیم؟یا همین ترجمه که داریم کافیه؟

    1. سلام، لطف دارین شما🌹
      توی همین قسمت توضیح دادم که ترجمه ی گواهینامه تا ششماه اعتبار داره و اگر ویزای شما دانشجویی هست تا پایان دوران دانشجویی میتونین از ترجمه ی گواهینامه ایران استفاده کنین.
      اگر اقامت دائم دارین، بعد ششماه باید برای دریافت گواهینامه اقدام کنین که شامل امتحان علمی و عملی میشه

  6. اینکه نوشتید اونجا خانواده ها بعضی اوقات دو یا سه ماشین دارن ، خب هزینه بیمه اون سه ماشین براشون سنگین نمیشه ؟ یا به این صورته که مثلا اون ماشینی که میخوان باهاش مسافرت برن رو فقط تو همون ماه مسافرت بیمه میکنن؟!؟🙄

    1. معمولا خانواده ها تمامی بیمه های خودشون برای ماشین یا خونه هایی که دارن رو از یک شرکت بیمه میگیرن و دراین حالت تخفیفهای خیلی خوبی شامل میشه و حدد زیادی در نمیاد. در کل ماهی پنجاه دلار یا صد دلار عدد زیادی نیست برای کسانی که روزی حداقل در کمترین کمترین حالت ۱۲۰ دلار درآمد دارن

    2. عالی بود .مرسی از همه اطلاعات خوبی که دادید .چون باعث میشه تازه واردین حداقل یکی دوماه اونجا جلوتر بیوفتن توی زندگی و کارها 🙏🌹

  7. خوندم. خسته نباشی برادر. منم همش تو فکر بودم که رسیدم حتما تو ماه اول یه ماشین حدود ۸.۹ سال کار کرده ژاپنی بگیرم. خیالمو راحت کردی با گفتن اینکه خرج خاصی استفاده از اون ماشین روی دستت نذاشته. اما ما تورنتو میریم و بقول شما بیمه سنگین میشه. خیلی دوس دارم راجع به شغل و کار پیدا کردن برا ما تازه واردا بگی. حتی از راههای پیدا کردن کار جنرال و حداقل درامد اینجور شغلها و اینکه کفاف یه زندگیه ساده رو میده یا نه. ناچارم که کاره جنرال بکنم تا یه شغل خوب پیدا کنم. ارشده مکانیکم و ۷ سال سابقه کار و بیمه دارم ایران. مشکلی با انجام کارهای جنرال مثل والمارت و … حتی اوبر و دلیوری و اینا ندارم اگه کفاف زندگیه ساده رو تا کامل شدن سطح زبان و پیدا کردن شغل خوب ندارم.

    1. تو قسمتهای بعد حتما خواهم نوشت درین موارد که گفتی ولی با تجربه ای که داری اگر به زبان درحد متوسط مسلط باشی کار مرتبط هم میتونی سریع پیدا کنی. و انشالا نیازی به کار جنرال نیست. اما توی تورنتو با درآمد کار جنرال به سختی میشه زندگی کرد شاید تمام درآمد کار جنرال یکنفر صرف اجاره خونه بشه. باید هر دو کارکنین یا خونه ای دورتر از مرکز شهر اجاره کنین. نگران نباشین همه چی درست میشه. اکثر کسانی که اومدن موفق شدن و بعد یکی دوسال خودشون رو جمع کردن، شما هم میتونی خیالت راحت باشه🌹

  8. جواد جان سلام. الان که این کامنتو میذارم هنوز این قسمتو نخوندم. خیلی منتظره این قسمت و این موضوع بودم. از ذوقم اول اومدم کامنت بذارم و از وقتی که برامون میذاری تشکر کنم بعد برم بخونم.

  9. سلام خیلی زیبا ممنون بعضی چیزها رو که میگید اصلا تعجب میکنیم چون برای ایرانیها اتفاق نیوفتاده بعد ماشینتون رو چطور و چه قیمتی فروختید و اینکه تعمیرات ماشین اونجا چطور و چه قیمته و لوازم یدکی و هزینه نگهداری مثل روغن و لنت و لاستیک ممنونم

    1. سلام، ممنون از محبت شما.
      ماشین رو توی همون سایت کیجیجی آگهی کردم و یکروزه فروختمش به ۱۹۰۰ دلار. هزینه ی تعمیرات به نسبت خیلی بالاتر از ایرانه، هزینه ی قطعات تقریبا مثل ایرانه.
      من برای یک تعویض روغن حدود ۴۰ تا ۶۵ دلار هزینه میکنم. برای لنت من یک دست لنت جلو خریدم ۳۵ دلار و دستمزد تعویض حدود ۶۰ تا ۷۰ دلار هستش.

      1. چقدر خوب ولی نه برای شما برای ما که تعمیرکار ماشینیم و در حال اومدن ممنون بابت جواب دادن و راهنمایی سپاس انشالا بیام تمام مخارج ماشینتون رایگانه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا