کاناداداستانهای مهاجرتمونترال

داستان مهاجرت جواد به مونترال کانادا – قسمت اول

شروع داستان مهاجرت من از اینجا بود

شاید اگر ریشه های مهاجرتم به کانادا رو بخوام تعریف کنم باید برگردم به سال 1388. درسم تموم شده بود و سربازی هم همین طور. عاشق کتاب خوندن بودم و همیشه چندین کتاب خریده شده داشتم تو نوبت خوندن و خیلی انرژی میگرفتم از اون کتابها و فکر میکنم خوندن اونهمه کتاب مسیر فکری و به دنبال اون مسیر سرنوشتم رو تغییر داد و منو رسوند به اینجایی که هستم و هنوز هم دستم رو گرفته و داره با خودش میبره…

جمع دوستانه خوبی داشتم با چندتا از دوستان قدیم هم دانشگاهی و اجازه نمی دادیم بهمون سخت بگذره و شادی و خوشی رو از خودمون دریغ نمی کردیم. با اینکه کارشناس ارشد مهندسی شیمی داشتم هنوز کار درست و حسابی برای خودم دست و پا نکرده بودم. با کمک یکی از همون دوستان توی دفتر یک مجله مشغول به کار شده بودم و با عنوان قائم مقام سردبیر یک هفته نامه نوپا تمام مراحل گردآوری تا چاپ و توزیع هفته نامه رو انجام میدادم. توی افکار و بلندپروازی هام خودم رو مهندس شرکت نفت میدیدم و اوج آرزوهام به داشتن یک خونه و ماشین و کار ختم می شد…

مهاجرت جاوید به کبک
با چندتا از دوستان قدیم هم دانشگاهی و اجازه نمی دادیم بهمون سخت بگذره

یکی دوسالی بود خواهرم برای مهاجرت به کانادا اقدام کرده بود و تقریبا مراحل نهایی مهاجرتشون رو داشتن طی میکردن، یک روز خواهرم باهام تماس گرفت و گفت میخوای برای تو هم پرونده مهاجرتی درست کنم؟ تا اون موقع خیلی به مهاجرت به صورت جدی فکر نکرده بودم، مثل همه جوانهای ایرانی از شرایط اجتماعی و اقتصادی ناراضی بودم با اینکه کارشناسی ارشد داشتم با چندین مقاله چاپ شده اما کار و درآمد خوبی نداشتم و اصلا توان تشکیل خانواده و زندگی با کیفیت مناسب رو با شرایط اون زمانم نداشتم و در کل ناراضی بودم از شرایط.

hami 468

جمع دوستانه خوبی داشتم با چندتا از دوستان قدیم هم دانشگاهی و اجازه نمی دادیم بهمون سخت بگذره

اما این نارضایتی به حدی نبود که موتور محرکه ای باشه برای تصمیم قطعی مهاجرت. به خواهرم گفتم که برام اقدام کنه، یک تعداد مدارک لازم رو براش فرستادم، ترجمه کرد و بقیه کارها رو واسم انجام داد و پرونده رو فرستاد و بهم گفت که برای برنامه کارگر ماهر (skilled worker) کبک اقدام کرده و از اونجایی که استان کبک فرانسوی زبان هست باید علاوه بر زبان انگلیسی که امتیاز داره، زبان فرانسه ام رو هم قوی کنم.

من تا اون موقع اصلا در مورد کبک چیزی نشنیده بودم و حتی نمیدونستم که اسم یکی از استانهای کاناداست. زبان انگلیسیم بد نبود، تو دوران دبستان تا دانشگاه و حتی سربازی از زبان انگلیسی غافل نبودم اما از زبان فرانسه هیچی نمیدونستم به همین دلیل تصمیم گرفتم برم کلاس خصوصی و خودم رو آماده کنم برای مصاحبه.

داستان مهاجرت به کبک کانادا
دو هفته عسلویه کار میکردم دو هفته هم تعطیل بودم

خوشبختانه اون زمان مدرک زبان انگلیسی یا فرانسه شرط گشایش پرونده نبود و اگر مدرک ارائه نمیکردی در زمان مصاحبه سطح زبان و امتیازت رو افیسر پرونده تشخیص میداد. خواهرم بهم گفته بود تا چند ماه دیگه احتمالا ایمیل میاد و زمان مصاحبه مشخص میشه. حدود شش ماه گذشت، تو این مدت من با استفاده از قانون نخبگی جذب شرکت نفت شده بودم و عسلویه کار میکردم. پست سازمانی خوبی داشتم و امکانات فوق العاده عالی در اختیارم بود که توی آرزوهای چندماه پیشم هم نمیدیدم.

من تا اون موقع اصلا در مورد کبک چیزی نشنیده بودم و حتی نمیدونستم که اسم یکی از  استان های کاناداست

درآمدم نسبت به زمانی که تو دفتر مجله کار میکردم ده برابر شده بود و کارم ده برابر ساده تر ( فقط نظارت میکردم بر کار کردن بقیه) خلاصه بگم که تو آسمونها سیر میکردم از خوشحالی و باورم نمی شد اینهمه پیشرفت سریع رو.

حدود ۱۵ تا بیست جلسه کلاس فرانسه رفته بودم اما چون خبری از ایمیلی که خواهرم گفته بود نشد، زبان فرانسه رو کنارگذاشتم و به خوشگذرونی و تفریح روی آوردم تا از ایام جوانی تا دیر نشده بهره ی کافی رو ببرم و الان که به اون روزها فکر می کنم میبینم که واقعا بهترین ایام رو گذروندم و اصلا ناراضی نیستم که چرا پول جمع نکردم یا بیشتر زبان فرانسه نخوندم. دو هفته عسلویه کار میکردم ( با اون شرایط سخت) دو هفته هم که تعطیل بودم فقط به استراحت و کام بردن از لذایذ دنیوی طی می شد.

hami 468
شروع مهاجرت به کانادا
تو همون سه سال اول زندگی مشترک چندین و چند سفر داخلی و خارجی رفتیم

سال 1391 ازدواج کردم و خیلی ساده و کم خرج زندگی مشترک رو شروع کردیم و خونه عشقمون رو دونفری ساختیم و از وجود هم لذت میبردیم و با محبت و آرامش و انرژی مثبت خاصی که داشتیم زندگی میکردیم. سه سال و نیم گذشته بود از زمان باز کردن پرونده، سه سالی می شد که خواهرم و خانواده اش مهاجرت کرده بودن به کانادا و شهر مونترال و هنوز خبری از پرونده من نشده بود.

من کم کم داشت اصلا یادم میرفت از مهاجرت و هیچ برنامه ی ذهنی نداشتم براش و منتظر هم نبودم که خبری بشه چون دیگه ازون نارضایتی اقتصادی خبری نبود و نارضایتی اجتماعی رو هم یاد گرفته بودیم بپیچونیم یا تحملش کنیم. اون روزها کلا آدم اهل برنامه ریزی و آینده نگری نبودم و پایه ی سفر و تفریح بودم بیشتر تا پول جمع کردن. تو همون سه سال اول زندگی مشترک چندین و چند سفر داخلی و خارجی رفتیم و شبهای بسیاری رو با دوستان جانی به صبح رسوندیم و آلبومهای عکس فراوانی رو در گوشه ی خاطرات زندگی ثبت کردیم.

همسرم هم واقعا همراه و همسفر خوبی بود و زندگی روی خوش بهمون نشون میداد اما برامون خواب دیگه ای دیده بود که خودمون ازش خبر نداشتیم…تا اینکه یک روز صبح ایمیلی بهم رسید از فرستنده ای که من نمیشناختم به زبان فرانسه! ادامه دارد…

چطور بود؟ ستاره بدین.
[کل: 15 میانگین: 3.7]

جواد

من جواد هستم و نزدیک به چهار سال است که در مونترال کانادا زندگی میکنم. در تلویزیون مهاجر داستان مهاجرتم به استان کبک کانادا رو نقل میکنم تا راهنمایی باشه برای افرادی که عازم همین مسیر هستند.

‫3 نظر از خوانندگان

  1. درود بر جواد عزیز
    من یک بار مزاحمت شدم اما سوالاتی که داشتم کاملا برام یرطرف نشد.دوباره مزاحمت میشم.
    من 34 سالمه مهندس برق هستم و از همه زیر رشته های برق سر در میارم و مدرک هم دارم( فنی و حرفه ای).متاهلم و یه همسر خوب مثل همسر شما دارم که زندگیم را مدیونشم، ایشون 30 سالشه و کارشناسی علوم تربیتی( روانشناسی رفتاری در مدارس) هستند.و یه فرزند پسر جیگر دارم که 5 سالشه. من 12 سال سابقه کار دارم که فقط 5 سالش بعد از آخرین مدرک دانشگاهی هستش.بتازگی یادگیری زبان انگلیسی را شروع کردم.سرمایه مالیم حدود 500 میلیون تومان هست.این تا اینجا بیوگرافی
    من از کارها و اقدامات مهاجرتی سر در نمیارم. اما با توجه به شرایط بد کاری قصد مهاجرت به کانادا را دارم و عزمم را جزم کردم که بیام کانادا.خوب عزیز دل از کجا شروع کنم؟ باید چه کارهایی بکنم؟ بازار کار کانادا برای مهندس برق چطوره؟میتونم اونجا کاری کنم شرمنده زن و بچه ام نشم.
    اگه میشه کمکم کن.حقوق مهندس برق حدودا چقدره؟ خرج زندگی در کانادا به دخلش می ارزه؟
    ممنون میشم کمک کنی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا